این سوی در ، انبار غلاّت است
آن سو کسی در فقر و نکبت ، گم
وجدان خواب آلوده می خوانَد:
دیم دیم دَدَم دیم دیم دَدَم دُم دُم
آن سوی در ، انبار باروت است
این سو همان در فقر و نکبت ، گم
سیگار او بر خاک اگر افتد:
بُم بُم بُبُم بُم بُم بُبُم بُم بُم
نگاهی موزون به هستی و انسان
۹ نظر:
سلام
خسته نباشی
با درست شدن سیستم کامنتدانی بیشتر خدمت میرسم و اینبار برای نقد
درود بر بارنی از جنس بلور
تو پست قبلی خواستم یه چیزی بنویسم اما نشد .
شعر قبلی خیلی قشنگ بود . همین طور این یکی . ما که فقط در همین حد میگیم لذت بردیم . نقد ش به عهده اونایی که اهلش هستند . یا به قول از مابهتران :خواص
سلام
با پوزش از تاخیر سه روزه بعلت قطع بودن نت
دوست عزیزم لطفن چند نمونه از سروده هایت را (قدیمی و جدید) یا روی وبتان قرار دهید یا در صورت امکان به ای میلم ارسال کنید
مصرن منتظر دیدن نمونه های بیشتری از کارت هستم تا در استنباطم به یقین نسبی برسم
salar1060@yahoo.com
ویک سئوال : اگر بخواهید مصرع اخر این دو رباعی را با کلمه(بجای اصوات تاویل پذیر)ببندید ان مصرع چه خواهد بود؟
با احترام
سلام مجدد
طرح خواسته بدین لحاظ عرض شد که تصور میکنم نام بزرگی پشت اسم مستعار شما(باران بلور) نهفته باشد اینرا از کیفیت سروده های شما میگویم نه از روی تعارف و...
و اینکه خواندن اثار دیگری از چنین ذوقی قطعن اذتبخش و از طرفی نوید بخش ظهور چهره ای توانا خواهد بود
در مورد مصاریع نهایی با اینکه اصوات ریتمیک فعلی در جای خود زیبا و حتا برای یک ذهن مخیل تاویل پذیرند اما شاید بتوان مصرعی با بار مضمون بیش از اینکه فعلن هست تصور کرد که شدت ضربه ی نهایی به مخاطب را افزایش دهد یا قدرت غافلگیری بیشتری داشته باشد
در هر حال منتظرم از شما بیشتر ببینم و بخوانم
با احترام
استاد علی بداغی؟
اگر نه انوقت به اندی راهنمایی محتاجم چون همیشه ی زمان...شود آیا؟
باران بلور عزیز سلام
حقیقت اینست که شعر تندیس را صرفنظر از مختصری ابهام وفتور بخصوص در حصول نتیجه خیلی خوب و جا افتاده دیدم
وزن شعر تندیس هفت پیکر نظامی را برایم تداعی کرد و پردازش انرابسیار محکم و حرفه ای دیدم با توجه به شباهت و رنگ و بوی خاصش اسمی که عرض شد را به ذهنم آورد و بی الطفاتی که بذل کردی هرگز به نام هنرمندش نمی رسیدم
با قدرتی که در کلاسیک از خود بروز دادی حالا باید ایستاده سپاس گذاشت که
بسیار اندکند شاعران نو گرا با چنان تسلط و احاطه بر سبکهای سنتی مخصوصن وقتی پای انتقال مفاهیم جدید با طعم فلسفی در میان باشد.
انتقادم نسبت به سازه ی شعر فقط مربوط به مصرع (در بینی سنگ قصه شد مو) است که علیرغم حصول مقصود بنوعی صلابت و ایستایی بقیه ی شعر را ندارد و در واقع بزعم من ضعیف ترین یا بهتر بگویم تنها ضعف ساختاری اثر است البته اگر صفت پوک را برای معده ی زمین در اخرین مصرع شعر کمی ضعیف تلقی نکنیم
واما محتوا و مضمون این شعر معناگرا که بدنبال انتقال مفهومی فلسفی-اجتماعی است در پایان خود ناقل پیام از پیش تعیین شده ی خود نیست یعنی الودگی تدریجی فیزیک تندیس را با یک سرنوشت حذفی برای خود و بالطبع شهروندان نظاره گر خاتمه میدهد در حالی که اوایل و میانه شعر بنظر میرسد منجر به فرجامی متفاوت و عینی تر خواهد شد و دیگر اینکه موش کور به مقتضای طبیعت خود بکار حفاری مزمن مشغول است و معلوم نیست این خصلت ذاتی چرا به سقوط فیزیکی تندیس می انجامد در حالی که عملی غیر طبیعی صورت نگرفته است و مهمتر از آن مصادیق بارز موش کور در ارایش نیروهای اجتماعی درگیر یک پروسه ی انحطاط که توسط نماد اصلی شهر اتفاق می افتد بروشنی معلوم نیست
به استناد ظرفیت خیلی زیاد ایجاد شده در متن شعر توقع می رفت تغییر رنگ انگشت سبابه ی تندیس ناشی از الایش ان به مدفوع بچه کلاغ واگفت مفهوم بزرگتر یا کثیری نسبت به تک معنای مستفاد ان باشد و متعاقبن فرورفتنش در خاک نیز
با همه ی این احوال شعر تندیس یکی از زیباترین شعرهایی است که چند ماه اخیر خوانده ام
با احترام
عرض سلام و ارادت محضر دوست شاعرم باران بلور عزیز
اول اینکه از این فرصت استفاده میکنم و زحمتی که در ارسال برخی اثارتان متحمل شده اید را صمیمانه پاس میدارم.
بله دوست خوبم مگر میشود اثاری که بیصبرانه منتظر وصولشان بودم را دانلود نکنم.
همه ی اشعار ارسالی را در فایل آثار مهم ذخیره کردم تا فرصتهای ارامم را با انها لذتبخش تر کنم ودر صورت استطاعت نکاتی را یادداشت و محضر مبارکت عرض کنم.
از اینکه شایسته ی اشنایی و خوانش اشعارتان شدم به خود می بالم و چشم براه تولیدات هنری بخصوص کلاسیکهایت می مانم.
با احترام
نادر نظامی
سلام
ممنون که آمدید و ممنون از دعوتتان
من در دو شعر شما استعداد خوبی در طراحی و ابتکار را خواندم واین می تواند کارهای شما را شگفت انگیز کند. هر دو شعر شما خوب و شعر قبلی با وجود کلاسیک بودنش بهتر بود . به روز شدنتان را حتما خبر دهید. موفق باشید
سلام باران بلوری
اولین بار است که اینجا را می خوانم.
شگرد جالبی ست بکارگیری اصوات در متن که در دهه شصت کاربرد زیادی داشت.
موفق باشید.
ارسال یک نظر